مردی مسلمان

زبانم زبان منطق است و از آن کوتاه نمی‌آیم.
جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۵ ق.ظ

اولین سوال!

چه مسئله‌ای از همه‌ی مسائل مهمتر است؟


این سوال برای کسی مطرح می‌شود که نیازهای اولیه‌اش رفع شده‌باشد. مثل تغذیه و سرپناه (خانه یا هر جای دیگر) و هر آن چه که اگر رفع شود، انسان مجال تفکرِ آزاد پیدا کند. منظورم از تفکرِ آزاد این است که فرد بتواند انتخاب کند که به چه چیز فکر کند.


حالا می‎رویم به این سوال پاسخ دهیم. جواب نه اثبات خدا است نه حقانیت دین اسلام و نه دیگر شبهات دینی. باید ببینیم چه سوالی از همه ضروری‌تر است؟ آن چیزی که اگر عقل سراغ آن برود برای سرگرمی سراغ آن نمی‎رود، کدام است؟ جواب باید به معنی واقعی کلمه، حیاتی باشد، یعنی اگر کمی دیرتر به آن فکر کنیم ضرر کرده‌باشیم. جواب «مرگ» است. چرا که می‌دانیم همه می‌میریم اما نمی‌دانیم چه زمانی می‌میریم. نتیجه‌ی این دو مقدمه این است: «هر لحظه ممکن است بمیریم.» پس در گام اول، «مرگ» را باید موضوع سوال‌ها قرار داد تا مبادا بمیریم و دچار ضرر شویم. ضرر به دو شکل: اول این که اگر پس از مرگ جهانی دیگر بود ممکن است ضرر کنیم. دوم این که اگر جهانی دیگر در کار نبود، پس چرا در همان جهان اول به اندازه‌ی کافی لذت نبریم و ضرر کنیم.



نوشته شده توسط رجلاً مسلماً
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

مردی مسلمان

زبانم زبان منطق است و از آن کوتاه نمی‌آیم.

هیج‌کجای وبلاگ اسمی از خودم نیاوردم، پس ممکنه من یکی از آشناهات یا دوستات یا یکی از بستگانت باشم، یا حتی یکی از اعضای خانواده‌ات. به هیچ‌کس هم نگفتم که این وبلاگ رو ساختم. خیلی مخفی! پس ممکنه من دقیقاً همون کسی باشم که مطمئنی نیست.

اولین سوال!

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۵ ق.ظ

چه مسئله‌ای از همه‌ی مسائل مهمتر است؟


این سوال برای کسی مطرح می‌شود که نیازهای اولیه‌اش رفع شده‌باشد. مثل تغذیه و سرپناه (خانه یا هر جای دیگر) و هر آن چه که اگر رفع شود، انسان مجال تفکرِ آزاد پیدا کند. منظورم از تفکرِ آزاد این است که فرد بتواند انتخاب کند که به چه چیز فکر کند.


حالا می‎رویم به این سوال پاسخ دهیم. جواب نه اثبات خدا است نه حقانیت دین اسلام و نه دیگر شبهات دینی. باید ببینیم چه سوالی از همه ضروری‌تر است؟ آن چیزی که اگر عقل سراغ آن برود برای سرگرمی سراغ آن نمی‎رود، کدام است؟ جواب باید به معنی واقعی کلمه، حیاتی باشد، یعنی اگر کمی دیرتر به آن فکر کنیم ضرر کرده‌باشیم. جواب «مرگ» است. چرا که می‌دانیم همه می‌میریم اما نمی‌دانیم چه زمانی می‌میریم. نتیجه‌ی این دو مقدمه این است: «هر لحظه ممکن است بمیریم.» پس در گام اول، «مرگ» را باید موضوع سوال‌ها قرار داد تا مبادا بمیریم و دچار ضرر شویم. ضرر به دو شکل: اول این که اگر پس از مرگ جهانی دیگر بود ممکن است ضرر کنیم. دوم این که اگر جهانی دیگر در کار نبود، پس چرا در همان جهان اول به اندازه‌ی کافی لذت نبریم و ضرر کنیم.

نظرات  (۱)

۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۰:۴۱ ابوالفضل ابراهیمی
مرحبا خداوند برتوفیقات شما بیفزاید منتظر مقالات بیشتری از شما هستیم 
پاسخ:
ممنون و مچکر!
آقا اگه جایی مطلبی حرف اشتباهی زده شد یا عقلاً غلط بود، بگید خوشحال میشم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی